|
برای اولین بار که با هم صحبت کردیم ؛ اضطراب عجیبی داشتم، غلامعلی به نظرم مردی پر صلابت و مهربان آمد، سخنش را با عشق به خدا آغاز نمود. به دنبال مدینه فاضله علی (ع) میگشت؛ هنوز طنین صدایش در گوشم میپیچد،«باید خودت را برای یک زندگی پردردسر آماده کنی؛ زندگی که جای مشخصی ندارد، اگر در ایران جنگ تمام شد، کشورهای دیگر هست.
پس از عملیات تعدادی از افراد تمامی خطرها را به جان خریدند تا جسم مطهر این سردار دلاور در منطقه دشمن باقی نماند و یک هفته پس از عملیات در زیر آتش شدید دشمن پیکر مطهر غلامعلی به عقب منتقل گردید.
-جنازه مرا بر روی مین ها بیندازید، تا منافقین فکر نکنند، ما در راه خدا از جنازهمان دریغ داریم، به دامادی دوماهه من نگرید، دامادی بزرگی در پیش داریم.
درود خدا و فرشتگان و صالحان بر سردار شجاع و صمیمی و فداکار اسلام غلامعلی پیچک، شهیدی که در دشوارترین روزها مخلصانهترین اقدامها را برای پیروزی در نبرد تحمیلی انجام داد.
شهید غلامعلی پیچک به سال 1338، در خانواده ای مذهبی و پاکدامن در تهران پا به عرصه هستی گذاشت . پدرش کارمندی متوسط و آبرومند بود و در تربیت دینی فرزند ، از هیچ کوششی دریغ نکرد . غلامعلی در سن پنج سالگی پای در راه مدرسه گذاشت . غلامعلی با موفقیت و نمره های عالی ، دوره ابتدایی را به پایان می برد و هر سال شاگرد ممتاز می شود . او با سن کم ، ولی جثه درشت ، وارد دبیرستان می گردد و با شور و علاقه فراوان ، به تحصیل ادامه می دهد . او همچون گذشته با نمره های خوب ، تحصیلات متوسطه را به پایان می برد و در سن شانزده سالگی ، با بهترین معدل ، مدرک دیپلم را دریافت می کند و همان سال در کنکور قبول شده ، و در رشته انرژی اتمی وارد دانشگاه می گردد . در دانشگاه به خاطر کسب امتیاز بالا ، بورس تحصیل در خارج از کشور به وی تعلق می گیرد ولی از پذیرفتن بورس ، سرباز می زند و تحصیل در داخل کشور را به خارج ترجیح می دهد . |
درباره وبلاگ
نویسندگانطهورپیوندهاویژه
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
پیوندهای روزانه
آرشیو موضوعی
|